تصور کنید ساعت از ۶ عصر گذشته است، شما هنوز در دفتر کار خود نشستهاید و به لیستی از وظایف ناتمام خیره شدهاید. نور مانیتور تنها روشنایی اتاق است و صدای سکوت، با هیاهوی ذهنی شما در تضاد کامل قرار دارد. جلسات برنامهریزی نشده، ایمیلهای بیپایان که هر کدام یک درخواست فوری به نظر میرسند، چالشهای غیرمنتظره تیمی و فشارهای مدیریتی، همگی برای ربودن ارزشمندترین دارایی شما، یعنی «زمان»، با یکدیگر رقابت کردهاند و پیروز شدهاند. این سناریوی آشنا و فرساینده، داستان هر روزه بسیاری از مدیران توانمند در سراسر جهان است. اما آیا این یک سرنوشت محتوم و غیرقابل تغییر برای رهبران است؟
یک تحقیق علمی گسترده که در ژورنال معتبر MDPI منتشر شده و بر روی ۱۵۸۸ مدیر در سطوح مختلف سازمانی انجام گردیده است، به قلب این چالش نفوذ میکند. این مطالعه صرفاً به تکرار کلیشهها نمیپردازد، بلکه با تحلیل دادههای واقعی، رازهای موفقیت مدیران برجسته در مدیریت زمان و توسعه فردی را آشکار میسازد. در این مقاله، ما یافتههای کلیدی این تحقیق را به زبانی ساده و کاربردی برای شما ترجمه کردهایم تا نه تنها کنترل زمان خود را به دست بگیرید، بلکه فرهنگ بهرهوری را در کل تیمتان نهادینه کرده و عملکرد خود را به سطحی جدید ارتقا دهید.
اهمیت بنیادین مدیریت زمان: فراتر از یک مهارت نرم
پیش از ورود به جزئیات تحقیق، لازم است درک خود را از مدیریت زمان بازتعریف کنیم. مدیریت زمان، یک مهارت جانبی یا «نرم» نیست؛ بلکه یک شایستگی استراتژیک و یک پیشنیاز اساسی برای موفقیت در هر نقشی، به ویژه در جایگاه مدیریت است. مدیریت زمان مؤثر به شما اجازه میدهد:
- بهرهوری را به طور نمایی افزایش دهید: این موضوع فراتر از انجام سریعتر کارهاست. مدیریت زمان به معنای تخصیص هوشمندانه انرژی به وظایف درست است. با برنامهریزی دقیقتر و اولویتبندی صحیح، میتوانید کارهای مهمتری را در زمان کمتر انجام دهید و از تله “مشغولیت کاذب” (Busy Trap) رها شوید.
- استرس را به شکل معناداری کاهش دهید: احساس کنترل بر روی زمان و وظایف، به طور مستقیم به کاهش هورمونهای استرس و جلوگیری از فرسودگی شغلی (Burnout) منجر میشود. مدیری که استرس کمتری دارد، تصمیمات بهتری میگیرد، خلاقیت بیشتری به خرج میدهد و حضور رهبری آرام و متمرکزی از خود به نمایش میگذارد.
- فضایی برای توسعه فردی و استراتژیک ایجاد کنید: وقتی از باتلاق کارهای روزمره و واکنشهای لحظهای خارج میشوید، فرصتی گرانبها برای تفکر استراتژیک، یادگیری مداوم، مطالعه روندهای صنعت، مربیگری اعضای کلیدی تیم و شبکهسازی مؤثر پیدا میکنید. این همان فضایی است که یک مدیر خوب را به یک رهبر عالی تبدیل میکند.
این تحقیق چهار ویژگی کلیدی را به عنوان پایههای مدیریت زمان مؤثر معرفی میکند که از مدل معروف “4D” برایان تریسی الهام گرفته شده است:
- آرزو (Desire): شما باید یک میل شدید و درونی برای به دست گرفتن کنترل زمان خود و رسیدن به حداکثر بهرهوری داشته باشید. این اشتیاق، سوخت اولیه برای شروع تغییر است.
- قاطعیت (Decisiveness): باید یک تصمیم قاطع و بدون تردید بگیرید که تکنیکهای مدیریت زمان را آنقدر تمرین کنید تا به عادتهای ناخودآگاه شما تبدیل شوند. این تصمیم، یک تعهد شخصی به خودتان است.
- عزم (Determination): شما باید اراده کنید که در برابر تمام وسوسهها برای بازگشت به عادات قدیمی (مانند چک کردن مداوم ایمیل یا پذیرفتن هر درخواستی) مقاومت کنید تا زمانی که به یک مدیر زمانِ کارآمد تبدیل شوید. عزم راسخ، میل و آرزوی شما را تقویت میکند.
- انضباط (Discipline): این مهمترین کلید موفقیت در هر زمینهای از زندگی است. شما باید خود را منضبط کنید تا مدیریت زمان را به یک تمرین مادامالعمر تبدیل کنید. انضباط یعنی وادار کردن خود به انجام کاری که میدانید باید انجام دهید، در زمانی که باید انجام دهید، چه به آن علاقه داشته باشید چه نداشته باشید. این همان پلی است که اهداف را به دستاوردها متصل میکند.

قلب ماجرا: یافتههای کلیدی یک تحقیق گسترده
این پژوهش با بررسی عادات و چالشهای نزدیک به ۱۶۰۰ مدیر، حقایق جالبی را آشکار کرد. بیایید نگاهی عمیقتر به این یافتهها و پیامدهای عملی آنها بیندازیم.
۱. بزرگترین دزد زمان شما چیست؟ پاسخ شما را شگفتزده خواهد کرد!
از مدیران شرکتکننده در این نظرسنجی خواسته شد تا مشخص کنند کدام فعالیت بیشترین زمان آنها را در طول روز کاری به خود اختصاص میدهد. برخلاف تصور رایج که شاید «جلسات بیپایان» یا «پاسخ به ایمیلها» مقصر اصلی باشند، تحقیق نشان داد که «کارهای اداری و دفتری (Administration)» بزرگترین سارق زمان مدیران است.
این یافته بسیار مهم است و به یک ضعف سیستمی در بسیاری از سازمانها اشاره دارد. مدیران زمان ارزشمندی را صرف کاغذبازیها، پر کردن فرمها، تهیه گزارشهای روتین و سایر وظایف اداری میکنند که میتوان بسیاری از آنها را سادهسازی، تفویض اختیار یا حتی خودکارسازی کرد. این امر به معنای آن است که انرژی ذهنی مدیر به جای صرف شدن بر روی حل مسائل پیچیده و راهبری تیم، درگیر وظایفی با ارزش افزوده پایین میشود. در مقابل، فعالیتهایی مانند «تفویض وظایف به زیردستان» و «جبران کارهای عقبمانده» کمترین زمان را به خود اختصاص میدادند. این نشان میدهد که مدیران موفق، به جای درگیر شدن در جزئیات اداری، بر تفویض اختیار مؤثر و توانمندسازی تیم خود تمرکز میکنند.
۲. پارادوکس اوج عملکرد: بهترین زمان کاری شما، بدترین زمان نیز هست
یکی از جذابترین یافتههای این تحقیق، کشف یک پارادوکس در الگوی کاری مدیران بود. از مدیران پرسیده شد که در کدام بخش از روز بیشترین بهرهوری را دارند. پاسخ اکثریت قاطع آنها بازه زمانی ۹ صبح تا ۱۲ ظهر بود. این همان «منحنی عملکرد» طبیعی است که در آن، انرژی و تمرکز ذهنی در بالاترین سطح خود قرار دارد.
اما نکته جالب اینجا بود: وقتی از همان مدیران پرسیده شد که در کدام بخش از روز بیشترین مزاحمت و وقفه را تجربه میکنند، باز هم اکثریت به همان بازه زمانی ۹ صبح تا ۱۲ ظهر اشاره کردند. این مزاحمتها شامل تماسهای تلفنی، مراجعین بدون هماهنگی، جلسات ناگهانی و درخواستهای همکاران میشود.
این یعنی دقیقاً در زمانی که شما در اوج توانایی برای انجام کارهای عمیق و استراتژیک هستید، «منحنی مزاحمت» نیز به اوج خود میرسد و شما را از مسیر خارج میکند. هر وقفه، حتی اگر کوتاه باشد، هزینه ذهنی سنگینی به نام «هزینه تغییر زمینه» (Context-Switching Cost) دارد و بازگشت به تمرکز عمیق قبلی ممکن است دقایق طولانی زمان ببرد. مدیران موفق کسانی هستند که این پارادوکس را درک کرده و با ایجاد سپرهای محافظتی (مانند بستن در اتاق، خاموش کردن نوتیفیکیشنها یا اعلام ساعات سکوت) از زمان اوج عملکرد خود به شدت محافظت میکنند.
۳. آیا واقعاً از کار جدا میشوید؟ چالش تعادل کار و زندگی
ایجاد تعادل میان کار و زندگی شخصی، تنها یک شعار زیبا نیست، بلکه عاملی حیاتی برای پایداری عملکرد، خلاقیت و سلامت روانی یک مدیر است. این تحقیق نشان داد که تنها نیمی از مدیران ترتیبی اتخاذ میکنند که در زمان آزاد خود به کار فکر نکنند. نگرانکنندهتر اینکه، حدود یک پنجم مدیران اصلاً تلاشی برای جدا کردن خود از کار در اوقات فراغت نمیکنند.
تحلیل عمیقتر نشان داد که این مشکل در میان مدیران ارشد (Top Management) و مدیرانی که سابقه کاری طولانیتری در یک شرکت دارند، شایعتر است. این مدیران به دلیل حجم مسئولیت و احساس مالکیت نسبت به سازمان، اغلب خود را در یک چرخه کاری بیپایان میبینند که این امر در بلندمدت به «خستگی تصمیمگیری» (Decision Fatigue) و کاهش کیفیت تفکر استراتژیک منجر میشود.
۴. شمشیر دولبه فناوری (ICT)
فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) نقشی حیاتی در زندگی کاری مدیران مدرن ایفا میکند. این تحقیق تأیید کرد که استفاده بهینه از ابزارهای ICT مانند کامپیوتر، تبلت و موبایل، تأثیر مثبتی بر افزایش کارایی در تقسیم و استفاده از زمان کاری دارد.
با این حال، فناوری یک شمشیر دولبه است. همین ابزارها میتوانند مرز بین کار و زندگی شخصی را به شدت کمرنگ کنند و باعث شوند کار به تمام ساعات روز و شب نفوذ کند. فرهنگ «همیشه در دسترس بودن» که توسط این فناوریها تقویت میشود، فشار روانی زیادی بر مدیران وارد میکند. کلید موفقیت، استفاده هوشمندانه از فناوری برای افزایش بهرهوری است، نه تبدیل شدن به بردهی نوتیفیکیشنها و پیامها.
۵. چه کسی مالک واقعی زمان شماست؟
یک سوال عمیق در این پژوهش این بود: “آیا شما خود را مالک زمان خود میدانید؟” در حالی که تقریباً دو سوم مدیران پاسخ مثبت دادند، یک یافته متناقض و جالب دیگر خود را نشان داد: مدیران در سطوح بالاتر مدیریتی، کمتر احساس میکردند که مالک زمان خود هستند. این مدیران ارشد اغلب احساس میکنند که زمانشان توسط تقاضاهای بیرونی، جلسات هیئت مدیره، بحرانهای غیرمنتظره و انتظارات ذینفعان کنترل میشود.
همچنین، تحقیق نشان داد که مردان بیشتر از زنان از ارزش پولی زمان خود آگاه بودند و مدیران سطح پایینتر کمتر به این موضوع توجه داشتند. این آگاهی از «ارزش زمان» یک عامل کلیدی و یک تلنگر ذهنی است؛ مدیرانی که میدانند هر ساعت از زمانشان چقدر برای سازمان ارزش تولید میکند، به طور طبیعی در اولویتبندی، تفویض اختیار و حذف فعالیتهای بیارزش بسیار بهتر و قاطعانهتر عمل میکنند.

استراتژیهای عملی برای بازپسگیری زمان: چگونه از یافتهها در عمل استفاده کنیم؟
دانستن این اطلاعات به تنهایی کافی نیست. بر اساس توصیههای مطرح شده در این مقاله علمی، در اینجا چند استراتژی عملی و دقیق برای بازپسگیری کنترل زمانتان آورده شده است:
- بر اساس منحنی انرژی خود برنامهریزی کنید: حالا که میدانید اوج عملکرد شما بین ۹ تا ۱۲ صبح است، این زمان طلایی را به مهمترین و پیچیدهترین وظایف استراتژیک خود (کارهای نیازمند تفکر عمیق و خلاقیت) اختصاص دهید. تمام تلاش خود را برای به حداقل رساندن وقفهها در این بازه به کار گیرید. کارهای روتین و اداری (مانند پاسخ به ایمیلهای غیرفوری یا پر کردن گزارشها) را به ساعات افت انرژی (مثلاً اوایل بعد از ظهر) موکول کنید.
- ثبت و تحلیل وقفهها: برای یک روز کامل، تمام وقفهها را ثبت کنید: چه کسی، چه زمانی، برای چه کاری و به چه مدت مزاحم شما شد. در پایان روز، این لیست را تحلیل کنید. الگوها را شناسایی کرده و برای بزرگترین عوامل مزاحمت، راهحلهای پیشگیرانه طراحی کنید. شاید لازم باشد ساعات مشخصی را به عنوان «ساعت مراجعه آزاد» اعلام کنید.
- به “نه” گفتن مسلط شوید: به یاد داشته باشید که هر بار که به یک درخواست کماهمیت «بله» میگویید، در واقع به اولویتهای اصلی خود «نه» گفتهاید. یاد بگیرید که به درخواستهایی که با اهداف کلیدی شما همخوانی ندارند، به شیوهای محترمانه اما قاطعانه «نه» بگویید. میتوانید بگویید: «ایده جالبی است، اما در حال حاضر تمام تمرکز من روی پروژه X است و نمیتوانم مسئولیت دیگری را با کیفیت مطلوب بپذیرم.».
- تفویض اختیار واقعی را تمرین کنید: بزرگترین دزد زمان شما «کارهای اداری» است. لیستی از این کارها تهیه کرده و از خود بپرسید: «آیا واقعاً باید این کار را من انجام دهم؟» بسیاری از این وظایف را میتوان به اعضای توانمند تیم تفویض کرد. از تله «تفویض معکوس» که در آن زیردستان به دلیل عدم اطمینان یا برای راحتی، وظایف را دوباره به شما برمیگردانند، به شدت بپرهیزید.
- برای «خاموش شدن» برنامه داشته باشید: همانطور که برای جلسات کاری برنامه میریزید، برای زمان استراحت، ورزش و خانواده نیز در تقویم خود زمان مشخصی را مسدود (Time Blocking) کنید. این کار به مغز شما سیگنال میدهد که زمان کار به پایان رسیده است و به شما اجازه میدهد تا با انرژی تجدید شده به محیط کار بازگردید.
نتیجهگیری: مدیریت زمان به مثابه یک شایستگی استراتژیک
این تحقیق جامع یک پیام روشن و قدرتمند دارد: مدیریت زمان برای مدیران، فراتر از تکنیکهای ساده و ابزارهای فانتزی است. این یک طرز فکر، یک انضباط شخصی و یک شایستگی بنیادین است که موفقیت شما و سازمانتان را رقم میزند. مدیرانی که بر زمان خود مسلط هستند، نه تنها بهرهوری شخصی بالاتری دارند، بلکه تیمی توانمندتر، سازمانی کارآمدتر و زندگی شخصی رضایتبخشتری را نیز تجربه میکنند.
همانطور که یافتههای تحقیق نشان داد، آگاهی از ارزش زمان، بازنگری منظم در نحوه استفاده از آن و به کارگیری عادات مؤثر، سنگبنای موفقیت است. این یک مهارت اکتسابی است و هیچگاه برای شروع دیر نیست. سفر شما برای تبدیل شدن به یک رهبر کارآمد و تأثیرگذار، از همین امروز با تصمیم قاطع برای فتح ارزشمندترین داراییتان، یعنی زمان، آغاز میشود. از خود بپرسید: اولین قدم من برای پس گرفتن مالکیت زمانم چیست؟
شما با مطالعه این مقاله، به دانشی عمیق و مبتنی بر تحقیق در مورد مدیریت زمان و عملکرد مدیران دست یافتید. این آگاهی، اولین و مهمترین گام برای ایجاد تغییر است. اما دانش به تنهایی قدرت نیست؛ دانش کاربردی قدرت است. سوال کلیدی این است: چگونه میتوانید این یافتههای ارزشمند را به عادتهای پایدار و نتایج ملموس در زندگی حرفهای خود تبدیل کنید؟
اینجا همان نقطهای است که ما معتقدیم یادگیری تئوری باید جای خود را به تمرین عملی و هدایتشده بدهد. ما با افتخار کارگاه تخصصی توسعه فردی مدیران «ناب باش» را به شما معرفی میکنیم؛ سفری تحولآفرین که به طور خاص برای رهبرانی طراحی شده که میخواهند از سطح خوب به عالی جهش کنند.
در کارگاه «ناب باش»، ما فراتر از تکنیکهای مدیریت زمان میرویم. شما در یک محیط تعاملی و پویا، ابزارهای عملی برای تسلط بر زمان، مدیریت انرژی، تفکر استراتژیک و ارتقای مهارتهای رهبری خود را فرا خواهید گرفت. این کارگاه فرصتی است تا با راهنمایی متخصصان، چالشهای واقعی خود را مطرح کرده و راهحلهای شخصیسازیشده دریافت کنید.
اگر آمادهاید تا دانش خود را به قدرت اجرایی تبدیل کرده و به مدیری «ناب» و بیهمتا در سازمان خود تبدیل شوید، گام بعدی را بردارید.
برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام در کارگاه توسعه فردی مدیران «ناب باش» اینجا کلیک کنید

دیگر مقالات ناب
منبع: وبسایت ژورنال MDPI
میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0