توسعه فردی کاربردی
هر انسانی ویژگیها و رویاهای منحصر به فردی دارد. بنابراین منطقی است که پیشرفت شخصی برای هرکس معنای متفاوتی داشته باشد. اما رشد و توسعه فردی در واقع به چه معناست؟ توسعه شخصی به معنای نگاه به درون و تمرکز بر راههایی برای بهتر کردن خود است. رشد شخصی خودآگاهی و عزت نفس شما را افزایش میدهد، مهارتهای شما را بهبود میدهد و آرزوهای شما را برآورده میکند. توسعه فردی منحصر به حوزههای شغلی نیست و همه جنبههای زندگی شما را در بر میگیرد. رشد فردی یک فرآیند مادام العمر است. این روشی است که افراد میتوانند مهارتها و ویژگیهای خود را ارزیابی کنند. اهداف خود را در زندگی در نظر بگیرند و مسیری را تعیین کنند تا تواناییهای بالقوه خود را به فعلیت برسانند. رشد اولیه زندگی و تجربیات اولیه در خانواده، در مدرسه و غیره میتواند به شکلگیری ما به عنوان بزرگسالان کمک کند اما رشد شخصی نباید بعداً در زندگی به عنوان یک بزرگسال متوقف شود. برای رسیدن به موفقیت و خوشبختی در تحصیل، شغل و زندگی شخصی، باید دانش، مهارت و تجربه خود را به طور مستمر ارتقا دهید. توسعه فردی کاربردی چه در زندگی شخصی و چه در زندگی حرفهای نیازمند تدوین برنامه است. در این مقاله درباره چگونگی رشد و توسعه فردی در زندگی فردی و حرفهای صحبت خواهیم کرد.
توسعه فردی کاربردی در زندگی شخصی
توسعه شخصی برای شما به عنوان یک فرد و همچنین برای تجارت و جامعه به عنوان یک کل مفید است. اگر از تواناییها و مهارتهای خود حداکثر استفاده را میکنید، این تأثیر مثبتی بر زندگی شما و اطرافیانتان خواهد داشت. بر اساس پژوهشهای انجام شده یادگیری مهارتهای جدید میتواند سلامت روانی شما را بهبود بخشد. زیرا به شما احساس هدفمند بودن میدهد و اعتماد به نفس شما را افزایش میدهد. یک راه ساده و موثر برای پیگیری پیشرفت شخصی خود، تکمیل یک برنامه توسعه شخصی است. اگر برنامهای نداشته باشید، تمرکز برای شما دشوار میشود و بعید است به اهداف خود دست یابید. مهم نیست چند ساله هستید یا اکنون خود را کجا مییابید. هیچ وقت برای شروع برنامه توسعه شخصی دیر نیست. اکثر افراد در دورهای از تحصیل یا شغل خود یک برنامه توسعه فردی کاربردی را تکمیل کردهاند. اما اگر این کار را نکردهاید هم جای نگرانی وجود ندارد. همین امروز و همین حالا شروع کنید!
فهرست مطالب

برنامه توسعه فردی کاربردی شخصی
برنامه توسعه شخصی یا Personal development planning، که به صورت مخفف PDP نامیده میشود یک برنامه عملیاتی شامل موارد زیر است:
- اهداف فردی شما و آنچه میخواهید به دستآورید.
- نقاط قوت و ضعف شما.
- زمینههایی که برای رسیدن به اهداف خود باید بهبود و توسعه دهید.
- آنچه برای رسیدن به اهداف خود باید انجام دهید.
- هر چیزی که میتواند مانع پیشرفت شما شود.
برنامه توسعه فردی کاربردی شکلی از خود ارزیابی و خود انعکاسی است که معمولاً در آموزش عالی و محل کار استفاده می. شود. با این حال، میتواند یک تمرین مفید در زندگی شخصی شما نیز باشد. برای مثال، ممکن است بخواهید قبل از سفر به خارج از کشور، یک زبان جدید یاد بگیرید و یک PDP میتواند به شما در رسیدن به این هدف کمک کند.
تدوین برنامه توسعه شخصی:
- اهداف روشنی را در اختیار شما قرار میدهد.
- به شما کمک میکند نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنید.
- عملکرد شما را در حوزههای مختلف بهبود میبخشد.
- انگیزه شما را افزایش می. دهد.
- به ردیابی پیشرفت شما کمک میکند. احساس هدفمندی را بهبود میبخشد.
- استرس را کاهش میدهد.
اجزاء برنامه توسعه فردی کاربردی شخصی
- یک چشم انداز روشن از جایی که میخواهید باشید و دلیل آن: فکر کردن در مورد اینکه کجا میخواهید باشید و چه کاری میخواهید انجام دهید واقعاً مفید است. فکر کردن در این باره بر حسب زمانهای مختلف میتواند مفید باشد: برای مثال، چشمانداز یک ماه آینده، شش ماه آینده، یک سال و پنج سال آینده. همچنین مفید است که چشم انداز خود را تا جایی که ممکن است در تمام زمینههای زندگی با دقت مشخصی کنید. برای مثال چشم انداز شغل، جایی که میخواهید زندگی کنید، سرگرمیها و حتی روابط. هرچه بتوانید جزئیات بیشتری را درج کنید احتمال رسیدن به چشماندازتان را افزایش خواهید داد.
- یک درک درست از مهارتهایی که برای دستیابی به چشم انداز خود باید توسعه دهید: گام بعدی شما این است که به مهارتهایی که باید توسعه دهید و اینکه چرا این برای دستیابی به چشماندازتان مهم است فکر کنید. مثلا: آیا برای به دست آوردن یک شغل خاص یا پیشرفت در شغل انتخابی خود به مهارتهای خاصی نیاز دارید؟ آیا قصد دارید در خارج از کشور زندگی کنید و بنابراین باید مهارتهای زبانی خود را توسعه دهید؟ آیا برای مدیریت یک موقعیت خاص تلاش میکنید و به مهارتهای جدیدی برای کمک نیاز دارید؟ مهم است که مطمئن شوید مهارتهایی که برای یادگیری انتخاب میکنید که به نوبه خود با چشمانداز شما مرتبط است. در غیر این صورت تلاشهای توسعه فردی کاربردی شما ممکن است شکست بخورد. زیرا ممکن است روی مهارتهای مناسب تمرکز نکنید.
- ایده روشنی از استانداردی که باید به آن دست یابید و اینکه چقدر با استاندارد فعلی شما متفاوت است: تفاوت بین جایی که اکنون هستید و جایی که باید باشید، بزرگی هدف و کار لازم برای آن را به شما میگوید! بنابراین بر مدت زمانی که رسیدن به هدف طول میکشد و همچنین میزان تلاشی که باید انجام دهید تأثیر میگذارد. به عنوان مثال، اگر قصد دارید تا یک سال دیگر به خارج از کشور مهاجرت کنید نیاز دارید مهارتهای زبانی خود را توسعه دهید. ولی: اگر شما قبلاً برای مدتی در آن کشور زندگی کردهاید ممکن است نیازی به شرکت در دورههای آموزشی نداشته باشید. اما اگر هرگز آن زبان را یاد نگرفتهاید و در حال شروع کردن هستید به آموزش زبان فشرده نیاز خواهید داشت.
- اولویتها: شما نمیتوانید همه چیز را یکجا انجام دهید. در عوض، باید اولویتبندی کنید. یکی از راههای بسیار خوب برای انجام این کار این است که همه زمینههای خود را برای توسعه فهرست کنید. سپس در مورد هر یک از خود دو سوال بپرسید و در مقیاس یک تا پنج پاسخ دهید: این چقدر برای من مهم است؟ اکنون توسعه آن چقدر ضروری است؟ نمرات دو سؤال را برای هر حوزه با هم جمع کنید (یا ضرب کنید). پس از آن ایده بسیار بهتری خواهید داشت که ابتدا روی کدام حوزه. ها تمرکز کنید. زیرا یا مهمتر هستند یا از نظر زمانی حساستر هستند. موارد دیگر را برای تاریخهای بعدی بگذارید: سال آینده یا حتی چند سال دیگر.
مراحل طراحی توسعه فردی کاربردی شخصی
- برای خود اهدافی تعیین کنید. به دنبال چیزهایی باشید که واقعاً در زندگی میخواهید. اینها اهداف بلندمدت شما هستند. پی بردن به آنچه میخواهید نه تنها اولین قدم در برنامهریزی است، بلکه سختترین هم است. هنگامی که فهمیدید چه کاری میخواهید انجام دهید، آن رویا یک لنگر احساسی است. رویا ثبات و ساختار را در زمان هرج و مرج فراهم میکند. به هر حال، اهداف زندگی شما باید دشوار و تا حدی ترسناک باشند. باید آنها را به مراحل کوچک تقسیم کنید. این کار باعث میشود که احساس کنید اهدافتان قابل کنترل و دست یافتنی هستند و به آنها خواهید رسید.
- اولویتبندی اهداف در مرحله بعد قرار دارد. باید تمام مراحل کوچکی را که به شما در رسیدن به اهداف بزرگتان کمک میکند، در نظر بگیرید. سپس باید این اهداف کوتاه مدت را اولویتبندی کنید. به یاد داشته باشید که نمیتوانید همه کارها را یکجا انجام دهید. تلاش برای انجام هم زمان کارها منجر به شکست میشود. در نظر بگیرید که اکنون چه مرحلهای باید انجام شود. در PDP خود، اهداف کوچکی را برای تحقق اهداف بزرگ برای خود تعیین کنید. به عنوان مثال، بگویید که میخواهید شغلی در دانشگاه به عنوان یک مدرس ارشد داشته باشید. ابتدا، برای تحقق این امر به مدرک دکترا نیاز دارید. بنابراین یک هدف بزرگ وجود دارد، اکنون آن را به مراحلی مانند زیر تقسیم کنید: در مورد فرآیند پذیرش در مقطع دکتری بیاموزید. برای دریافت پذیرش تلاش کنید. پس از دریافت پذیرش تلاش و مطالعه کنید تا فارغالتحصیل شوید. برای بدست آوردن موقعیت شغلی خود درخواست دهید.
- برای خود ضرب الاجل تعیین کنید. دانستن اینکه چه زمانی میخواهید به یک هدف برسید بسیار مهم است و تصور آینده خود منبع مهمی از انگیزه و الهام است. رویاپردازی یک مکانیسم انگیزشی حیاتی است و باید از آن برای تعیین ضرب الاجل برای اهداف خود استفاده کنید. وقتی خود را در حال خرید اولین خانه خود تصور میکنید، چند سال دارید؟ اما رویاها نمیتوانند تنها راه تعیین ضرب الاجل باشند. رویاهای شما باید واقعی باشند در غیر این صورت، ممکن است ناامید شوید. احتمال دستیابی به رویاهای خود را با صحبت کردن با افراد دیگر در مورد تجربیات آنها و تحقیق در مورد آنها پیدا کنید. فاکتورهای واقعگرایی بسیار حیاتی هستند. زیرا از دلسرد شدن شما در هنگام بروز مشکلات جلوگیری میکنند. همچنین به شما کمک میکنند درباره چیزهایی که میخواهید به دستآورید بیشتر بدانید. به علاوه میتوانند به شما در پیشبینی مشکلات آینده و برنامهریزی برای اجتناب از آنها کمک کنند.
- تهدیدها و فرصتها را بشناسید: تهدیدها و فرصتهای خاصی وجود خواهد داشت – تهدیدها میتوانند چیزهای بیرونی یا عنصری درون شما باشند – که اگر به آنها اجازه دهید، شما را از دستیابی به اهدافتان باز میدارند و مسیرتان را به تاخیر میاندازند. به عنوان مثال، فقدان انگیزه میتواند برای دریافت مدرک دکترا مضر باشد. اما زمانی که علت عدم انگیزه خود شناسایی کردید، میتوانید روشهایی را به کار ببرید که انگیزه شما را برای رویاهایتان حفظ کند. فرصتها نیز کارهایی هستند که میتوانید انجام دهید و ارتباطاتی که میتوانید از آنها استفاده کنید تا به شما در مسیرتان کمک کند. استفاده از فرصتها سرعت پیشرفت شخصی شما را تا حد زیادی افزایش خواهد داد.
- خودت را توسعه بده: در این مرحله یک برنامهریزی عملیاتی در مورد اینکه چگونه به آن پیشرفت دست خواهید یافت انجام دهید. هر چیزی که مانع شما میشود، راهی برای متوقف کردن آن وجود دارد. برنامه شما اولین قدم برای اطمینان از اینکه انگیزه خود را حفظ میکنید است.
- از شبکه پشتیبانی خود استفاده کنید: نکته بعدی که باید به آن توجه کنید این است که: لازم نیست و نباید همه کارها را خودتان انجام دهید. شبکه پشتیبانی یعنی اطراف نزدیک شما دارایی ارزشمندی هستند. بنابراین از آن استفاده کنید و آن را دست کم نگیرید. در PDP خود، افرادی را فهرست کنید که میتوانند به شما کمک کنند. این افراد میتوانند یک مشاور مالی، یک دوست، یا همکار باشند. مردم اغلب بسیار خوشحال میشوند که به شما کمک کنند. بیش از آنچه شما ممکن است تصور کنید.
- پیشرفت را اندازهگیری کنید بزرگ باشد یا کوچک. تشخیص آنچه به خوبی پیش رفته است راهی برای تقویت انگیزه و فداکاری شماست. شکست نیز زمان دیگری برای بررسی است. با این حال، نگه داشتن غم، عصبانیت یا ناامیدی فقط شما را منصرف میکند. این احساسات شما را به جایی نمیرساند و فقط مانع شما خواهد شد. شما همچنین باید کمی زمان صرف کنید تا بفهمید که چرا شکست خوردهاید. آیا میتوانید شکاف مهارت یا دانش را شناسایی کنید؟ اگر میتوانید، با تمرکز بر قدم کوچک بعدی خود را به مسیر درست برگردانید. این حس هدفمندی شما را احیا میکند و به شما کمک میکند تا کنترلی را که برای پیشرفت ضروری است، دوباره به دستآورید.

مهارتهای توسعه فردی شخصی
مهارتهای توسعه شخصی ویژگیها و تواناییهایی هستند که به رشد شخصی و حرفهای شما کمک میکنند. به عبارت دیگر، آنها مهارتهایی هستند که به شما کمک میکنند تا پیشرفت شخصی خود را تسریع کنید. درک و بهبود این مهارتها میتواند به شما کمک کند تا پتانسیل خود را به حداکثر برسانید. مهارتهای توسعه فردی کاربردی مهم هستند. زیرا به شما اجازه میدهند برنامههای استراتژیک و تاکتیکی برای رشد شخصی و حرفهای در جهت اهداف خود ایجاد کنید.
مهارتهای توسعه شخصی میتواند ویژگیهایی باشد که از قبل آنها را داشتهاید. یا میتوانید از طریق آموزش و پرورش به دستآورید. در اینجا چند نمونه از مهارتهایی که معمولاً افراد برای تسهیل رشد شخصی تمرین میکنند آورده شده است:
- ارتباطات: ارتباطات شامل توانایی شما در صحبت کردن، نوشتن و گوش دادن است. با این مهارتها میتوانید آنچه را که دیگران میگویند و احساس میکنند درک کنید. همچنین ایدهها و احساسات خود را منتقل کنید. افراد دارای ارتباطات خوب میتوانند با استفاده از لحنی مثبت و متناسب با موقعیت، واضح و با اطمینان صحبت کنند.
- مهارتهای بین فردی: به مهارتهای بین فردی مهارتهای مردمی یا مهارتهای اجتماعی نیز گفته میشود. مهارتهای بین فردی به رفتارها و واکنشهای کلامی و غیرکلامی و تعامل با افراد دیگر گفته میشود. این مهارتها بر توانایی شما در ایجاد روابط و تأثیر گذاشتن بر دیگران در موقعیتهای اجتماعی تأثیر میگذارند.
- حل مسئله: حل مسئله توانایی شما برای مدیریت موقعیتهای چالش برانگیز یا غافلگیرکننده است. حلکنندههای خوب میتوانند وقتی با موانعی روبرو میشوند آرام بمانند و همه گزینههای خود را برای یافتن بهترین راهحل ارزیابی کنند.
- اعتماد به نفس: اعتماد به نفس باور به تواناییها، اقدامات و تصمیمات شماست. اگر به خود اعتماد دارید، احتمالاً اهداف بلندپروازانهای را دنبال میکنید. چیزهای جدید را امتحان میکنید و باور دارید که میتوانید موفق شوید. به همین دلیل اعتماد به نفس اهمیت بسیار زیادی دارد.
- سازگاری: انطباقپذیری توانایی شما برای سازگاری سریع و آسان با چیزهای جدید است. افرادی که تغییرات را به خوبی مدیریت میکنند، اغلب با شخصیتهای مختلف کنار میآیند. به همین دلیل در هر محیطی پیشرفت میکنند. آنها همچنین میتوانند در موقعیتهای غافلگیرکننده آرام بمانند.
- صداقت: افراد تمایل دارند به کسانی اعتماد کنند که صادق هستند و بر ارزشهایشان میایستند. صداقت به معنای انجام آنچه درست است و گفتن حقیقت است، حتی اگر انجام این کار با چالشهایی همراه باشد. داشتن صداقت میتواند منجر به شهرت خوب و فرصتهایی برای پیشرفت شود.
توسعه فردی کاربردی حرفهای
برنامه توسعه فردی کاربردی یا Individual Development program ابزاری ساختاریافته است که میتوان از آن برای انجام اقداماتی در جهت دستیابی به اهداف استفاده کرد. در این برنامه که با نماد IDP نشان داده میشود بخشی از اهداف کلی حرفهای یا شغلی تدوین خواهد شد. سپس فعالیتهایی که میتوان برای توسعه دانش، مهارتها، تواناییها و شایستگیها برای رسیدن به اهداف انجام داد شناسایی میشود. تعاریف مختلفی برای برنامه توسعه فردی وجود دارد که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
- بیانیه واضح اهداف شغلی یک فرد
- نقشهای برای دستیابی به اهدافی که نیازهای رشد فوری و بلندمدت را مشخص میکند.
- یک برنامه اقدام فردی برای توسعه شایستگیهای خاص (دانش و مهارت) مورد نیاز برای بهبود عملکرد در موقعیت فعلی یا آماده شدن برای شرایط جدید
- ابزاری برای یک مدیر برای برآورد منابع مورد نیاز برای آموزش و توسعه کارکنان
- سند توافق بین کارمند و مدیر بر اساس بودجه موجود برای برآوردن اهداف کارمند و سازمان
- ابزاری برای یک سازمان برای توسعه نیروی کار خود برای رفع نیازهای آینده

توسعه فردی کاربردی در سازمان
همانطور که میدانید نیروی کار ارزشمندترین دارایی برای هر سازمان است. وقتی نوبت به استخدام و حفظ کارمندان میرسد، شرکتهایی که برنامه توسعه فردی کاربردی کارکنان را ارائه میکنند، میتوانند مزیت بزرگی داشته باشند. این مزیت به خصوص در فضای رقابتی از اهمیت زیادی برخوردار است. داشتن برنامههای توسعه فردی برای کارکنان یک عمل برد-برد است:
کارمندان جاهطلب فرصتهایی را میخواهند تا مهارتهای خود را گسترش دهند. شرکتهایی که میتوانند این فرصتها را فراهم کنند، پاداشهایی را در قالب کارگران متعهد و مبتکر دریافت میکنند.
در حالی که متخصصان منابع انسانی چندین گزینه برای اجرای برنامههای توسعه دارند، برنامههای توسعه فردی (IDP) به یکی از رایجترین آنها تبدیل شدهاند. برنامههایی که توسط مدیران و کارمندان و با همکاری یکدیگر شکل میگیرد، به کارمندان اجازه میدهد اهداف شغلی خود را تعریف کنند. سپس گامهایی را که برای دستیابی به آنها باید بردارند، مشخص کنند. این برنامهها میتوانند ابزار قدرتمندی باشند. میتوانند زمینه را برای رشد موفقیتآمیز کارمندان، هم در نقش و هم در حرفهشان را فراهم کنند. اما در بسیاری از سازمانها، فرآیند IDP همیشه مطابق با پتانسیل خود عمل نمیکند.
مفهوم توسعه فردی کاربردی در سازمان
برنامههای توسعه فردی کاربردی در سازمان اسنادی هستند که به طور مشترک بین کارمندان و مدیران یا سرپرستان آنها ایجاد میشوند. این برنامهها اهداف شغلی کوتاهمدت و بلندمدت کارمند را تعریف میکنند.
بسیاری از شرکتهایی که از برنامه توسعه فردی استفاده میکنند این کار را به دلیل مزایای حاصل از آن انجام میدهند. برنامههای توسعه فردی ابزاری مورد توجه در مدیریت منابع انسانی هستند و میتوانند ابزار قدرتمندی برای توسعه مشترک کارمندان و شرکتها به باشند. IDPها جزء کلیدی استراتژی یادگیری و توسعه (L&D) اکثر شرکتها هستند. به ویژه به این دلیل که روشی بسیار مقرون به صرفه برای سرمایهگذاری در رشد کارکنان به شمار میروند. مهمترین دلیل ناکارآمدی برنامه توسعه فردی در برخی سازمانها این است که این برنامهها اغلب اسناد ثابتی هستند که به طور منظم به روز نمیشوند. همچنین در جریان کار روزانه کارمندان ادغام نمیشوند. این عدم به روزرسانی و تعامل میتواند افراد و رهبران L&D را ناامید کند. برنامههای توسعه فردی باید همگام با کارمندان رشد و تکامل پیدا کنند. بنابراین این برنامهها برای دستیابی به منافع مطلوب باید مرتباً مورد بازبینی قرار گیرند.
هدف از طراحی و اجرای برنامه توسعه فردی کاربردی در سازمان
اکثر کارمندان میخواهند در موقعیتهای فعلی خود رشد کنند یا به سمت موقعیت. های جدید پیشرفت کنند. برای انجام این کار به طور موثر، یک برنامه عمل واقع بینانه مورد نیاز است. یک IDP میتواند ابزار مفیدی برای کمک به برنامهریزی یک شغل، هدایت، توسعه و ارزیابی پیشرفت به سمت اهداف و مقاصد شغلی باشد. از این رو برنامه توسعه فردی کاربردی در سازمان شامل موارد زیر است:
- حوزههای مسئولیت: برنامه توسعه فردی حوزههای مسئولیتی را که به کارمند اختصاص داده شده است مشخص میکند. همچنین موقعیت او و شایستگیهای مورد نیاز برای انجام مسئولیت را نیز توصیف میکند.
- فعالیتهای توسعهای: هر حوزه مسئولیتی با یک یا چند فعالیت توسعهای خاص همراه است که فرد را قادر میسازد به شایستگیهای مورد نیاز دست یابد.
- محدوده زمانی: تاریخهای شروع، تاریخ پایان، و سایر نقاط عطف اصلی برای هر فعالیت تعیین میشود. تاریخ تکمیل باید زمانی ذکر شود که کارمند بتواند مهارت خود را بر اساس شایستگی، مهارت یا توانایی به دست آمده مستند کند.
اهمیت توسعه فردی کاربردی در سازمان
اهمیت برنامه توسعه فردی کاربردی در سازمان تشویق افراد به سرمایهگذاری روی کار و خودشان است. طراحی و اجرای این برنامه میتواند منجر به رضایت شغلی بیشتر و دیدگاه مثبتتری نسبت به آینده شود. اهمیت طراحی و اجرای برنامه توسعه فردی در سازمانها را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
- تغییر: مدیران باید تواناییهای تیم خود را به روز نگه دارند. با اجرای برنامه توسعه فردی دانش و عملکرد کارکنان دائما تقویت و به روزرسانی خواهد شد.
- بهرهوری: اگر تواناییهای تیمها به طور مداوم توسعه یابد، بهره وری نیز افزایش خواهد یافت.
- حفظ: همواره در همه سازمانها کارکنان با پتانسیل بالا در معرض یافتن و جستجوی گزینههای شغلی بهتر هستند. اجرای برنامههای توسعه فردی در سازمان این خطر را تا حد زیادی کاهش داده و به حفظ کارکنان با استعداد در سازمان کمک میکند.
- تقویت روحیه: تقویت روحیه کارکنان یکی از نتایج مستقیم و بسیار مهم طراحی و اجرای برنامه توسعه فردی در سازمان است.
در حالت کلی طراحی و اجرای برنامه توسعه فردی در سازمان:
- در وهله اول تضمین میکند که کارمند سطح فعلی مهارت شغلی خود را از طریق آموزش مداوم و فعالیتهای توسعهای حفظ کند.
- ثانیاً، کارمند با شناسایی دانش، مهارتها و تواناییهای جدید و همچنین فعالیتهای یادگیری مورد نیاز برای رسیدن به اهداف تعیینشده، مسیر شغلی را ترسیم میکند.
- ثالثا، IDP از ماموریت سازمان و نیازهای زمینه شغلی حمایت خواهد کرد.
نقش مدیر و کارکنان در برنامه توسعه فردی کاربردی
کارکنان مسئولیت اصلی توسعه مهارتها، دانش و تجربه خود را دارند. مسئولیت مدیر، ارزیابی، اطلاعرسانی، ارجاع (شبکه) و پشتیبانی است. به عنوان یک مدیر برای موفقیت برنامه توسعه فردی کاربردی باید:
- فضایی از اعتماد و ارتباطات باز ایجاد کنید.
- فرآیند برنامهریزی توسعه فردی را در جلسات منظم یا برنامهریزی شده با کارمندان آغاز کنید.
- خطمشیهای توسعه حرفهای را بشناسید.
- سؤال کنید و گوش دهید.
IDP یک ابزار ارزیابی عملکرد یا یک فعالیت یکباره نیست و به همکاری بین کارمندان و مدیران نیاز دارد. سرپرستان باید به آن به عنوان یک فرصت مربیگری در مقابل مدیریت عملکرد نگاه کنند. این شامل آمادهسازی و بازخورد مداوم است. مدیران باید موارد زیر را در تدوین برنامه توسعه فردی در نظر بگیرند:
- نقاط قوتی که اگر تقویت شوند، به اهداف کلی شغلی کمک میکنند.
- مهارتهای جدیدی که عملکرد شغلی را افزایش میدهند.
- حوزههای عملکرد/مهارتهایی که نیاز به بهبود دارند.
زمانبندی نیز یک عامل مهم در توسعه IDP است. زمان بهینه برای آمادهسازی IDP در چند هفته اول بلافاصله پس از ارزیابی عملکرد است.
در واقع ایجاد IDP یک تلاش مشترک میان مدیر و کارمندان است. هنگامی که کارمند و مدیر به طور سیستماتیک مراحل تدوین این برنامه را انجام میدهند، باید:
- در مورد الزامات و مسئولیتهای مهم شغلی بحث کنند.
- دانش و مهارتهای مورد نیاز برای انجام کار را مشخص کنند.
- استعدادها و نیازهای کارمند را بررسی کنند.
- رضایت شغلی فردی و بهبود عملکرد سازمانی و فردی را تعریف کنند.
هر کارمند مسئولیت اصلی همکاری نزدیک با مدیر خود برای توسعه و نظارت بر IDP خود را دارد که شامل موارد زیر است:
- شناسایی اهداف کوتاهمدت و بلندمدت شغلی
- شناسایی فعالیتهای توسعهای برای دستیابی به این اهداف
- بحث و گفتگو برای رسیدن به هماهنگی و توافق بر سر اهداف و فعالیتهای توسعهای با مدیران مستقیم یا رهبران تیم.
- انجام رضایت بخش تمام تکالیف و وظایف توسعهای
اجزاء برنامه توسعه فردی کاربردی
ساختار یک برنامه توسعه فردی کاربردی میتواند به روشهای خاصی از سازمانی به سازمان دیگر متفاوت باشد. در واقع این سفارشیسازی برای تبدیل سند به یک الگوی قابل استفاده و کاربردی مفید است. با این حال، اجزای اساسی هر برنامه توسعه فردی باید شامل موارد زیر باشد:
- اهداف و آرزوهای حرفهای و شغلی: بخش اهداف و آرزوهای حرفهای باید اهداف دست یافتنی بهرهوری و ارتقای یک کارمند و همچنین تاریخهای هدف و دستیابی واقعی را فهرست کند. این بخش میتواند شامل پروژههای خاصی باشد که کارمند میخواهد تکمیل کند. نتایج بهرهوری که میخواند به آن برسد و آرزوهایی که برای ارتقا به سطح معینی در شرکت دارد.
- نقاط قوت و استعدادها: در این مرحله و پس از بررسی عملکرد کارمند، فهرستی از شایستگیهای اصلی، مهارتها و استعدادهای خاصی که دارند ایجاد میشود. بازخورد مثبت مهم است و تاکید بر نقاط قوت به کارکنان کمک میکند تا اعتماد به نفس و آمادگی برای چالشهای جدید ایجاد کنند.
- فرصتهای توسعه: هر فرصت توسعه را با یک هدف مربوط به آن فهرست کنید. مثلا، اگر فرصت توسعه ” تقویت مهارتهای ارتباطی” باشد، هدف ممکن است کسب نمره رضایت بخش از دوره گوش دادن فعال یا سخنرانی عمومی باشد.
- برنامههای اقدام: برنامههای اقدام باید مشخص، به صورت جداگانه طراحی شده و قابل دستیابی باشند. برخی از برنامههای اقدامات متداول برای یک کارمند میتواند شامل موارد زیر باشد: شرکت در کنفرانسها یا سمینارهای حرفهای؛ ایجاد برنامههای یادگیری برای دیگران در تیم؛ انجام وظایف چالش برانگیزتر در نقش فعلیشان
با استفاده از این بخشها، کارمندان و مدیران میتوانند به راحتی ویژگیها یا ضعفهای خاص را بیان کنند. همچنین اهداف واضح و عملی و آنچه برای دستیابی به آنها مورد نیاز است را مشخص کنند.
برای کارمندانی که به دنبال پیشرفت هستند، الگوهای برنامه توسعه فردی مراحل عملی را مستند میکنند که میتواند به بهبود مهارتهای فرد کمک کند. برای کارمندانی که به دنبال ارتقاء نیستند، میتوان اهداف را حول بهبود نقش فعلی خود و کمکهای جدیدی که میتوانند به شرکت انجام دهند، تنظیم کرد.
همچنین برنامههای توسعه ابزارهای مفیدی برای مدیران هستند. زیرا به مدیران کمک میکنند تا کارکنان را به طور عینیتری ارزیابی کنند.
نحوه اجرای برنامه توسعه فردی کاربردی حرفهای
میتوان از یک رویه مشخص برای اجرای برنامههای توسعه فردی کاربردی برای کارکنان استفاده کرد. با دنبال کردن این مراحل، میتوانید به عنوان یک مدیر برنامههای توسعه دقیقی را برای همه کارمندان اجرا کنید:
- برنامه توسعه فردی خود را طراحی کنید: مدیران همواره بهترین الگو برای کارکنان هستند. گاهی برنامههای توسعه برای همه سطوح مورد نیاز است. در این زمان اگر کارکنان ببینند که افراد با سمت بالاتر روی بهبود خود کار میکنند، اعتماد ایجاد میشود. این کار همه را تشویق میکند تا صادقانه خود را ارزیابی کنند.
- برای مکالمه درباره برنامه خود با کارکنان آماده شوید: به هر کارمند یک پرسشنامه برنامه توسعه بدهید. این فرمها از کارکنان میخواهند که موارد زیر را شناسایی کنند: اهداف و آرزوهای حرفهای خود، چیزهایی که به آنها الهام میبخشد و انگیزه میدهد، اشتیاق، مهارتها و استعدادها فرصتهایی برای پیشرفت. پاسخهای کارمندان خود را مرور کنید و از بررسیهای عملکرد و سایر موارد برای آماده شدن برای بحثهای فردی استفاده کنید. هدف شما این است که درک خود از کارمندان را درباره روشهایی که آنها میتوانند به اهداف خود دست یابند و به شرکت شما نیز کمک کنند، گسترش دهید.
- با هر یک از کارمندان خود ملاقات کنید: جلسات طرح توسعه کارکنان معمولاً یک ساعت طول میکشد و معمولاً باید به صورت فردی انجام شود تا فضای اعتماد ایجاد شود. اجازه دهید کارمند بحث در مورد اهداف، علایق و مهارتهای خود را رهبری کند. سپس، با آنها کار کنید تا مراحل اقدام خاصی را شکل دهید که به آنها در دستیابی به اهدافشان کمک کند. جلسه باید مشارکتی، لذت بخش و معنادار باشد.
- به آنها کمک کنید الگوی برنامه توسعه خود را تدوین کنند: در نظر بگیرید که چه چیزی برای یک کارمند در چارچوب سازمان، مجموعه مهارتهای او و ارزیابی شما از تواناییهایشان امکانپذیر است. سوالات کلیدی که باید در ذهن داشته باشید عبارتند از: کارمند در حین انجام مسئولیتهای اصلی خود چه کارهایی را میتواند انجام دهد؟ شرکت شما از نظر بودجه و زمان کارمند چقدر میتواند از عهده آن برآید؟ آیا مراحل اقدام گنجانده شده به اندازه کافی مشخص و قابل اندازهگیری هستند؟ کدام گامهای اقدام به نفع کارمند و شرکت شما خواهد بود؟
الگوهای طرح توسعه فردی کاربردی
میتوانید از مثال طرح توسعه فردی کاربردی زیر برای کمک به ایجاد و گسترش الگوهای طرح توسعه کارکنان خود استفاده کنید:
- نام کارمند:
- موقعیت، عملکرد، مکان و عنوان:
- تاریخ:
- حوزه تمرکز توسعه:
- فهرست اهداف و آرزوهای حرفهای:
- لیست نقاط قوت و استعدادها:
- فهرست نیازهای کلیدی توسعه:
- فهرست فرصتهای توسعه:
- برنامه اقدام (مراحل یا وظایف خاص برای دستیابی به اهداف):
- مرحله اقدام:
- برنامه:
- هزینه و شرایط:
در این بخش نمونهای از یک طرح توسعه فردی تکمیل شده با استفاده از الگوی اصلی بالا آورده شده است:
نام کارمند: …….
موقعیت، عملکرد، مکان و عنوان: مدیریت، هماهنگی کمپینهای رسانههای اجتماعی، تهران، مدیر رسانههای اجتماعی
تاریخ: 1401/3/22
فهرست اهداف و آرزوهای حرفهای: عملکرد فراتر از انتظارات در نقش فعلی، رشد و رسیدن به موقعیت رهبری در شرکت.
فهرست نقاط قوت و استعدادها: مهارتهای مدیریت زمان، مهارتهای سازمانی، برنامهریزی محتوا، مهارتهای ارتباطی.
فهرست فرصتهای توسعه: محتوایی ایجاد کنید که در تبدیل سرنخها جذابتر و موفقتر باشد. از حداقل انتظارات حسابهای مشتری فراتر بروید. در بخش مدیریت رسانههای اجتماعی سرپرست تیم شوید.
برنامه اقدام (مراحل یا وظایف خاص برای دستیابی به اهداف): برای هر یک از شبکههای اجتماعی اصلی یک تیم بسیار با استعداد از کارکنان رسانههای اجتماعی بسازید. برای ایجاد کمپینهای هدفمند جذب مشتری که نرخ تبدیل بخش بازاریابی را تا 50% افزایش میدهد با آنها هماهنگ شوید.
زمانبندی: اعضای تیم را مستقر کنید و از آنها بخواهید کمپینها را برای هر شبکه ظرف سه هفته ایجاد کنند. در عرض سه ماه به هدف نرخ تبدیل برسید.
هزینه و ملاحظات: به بهبود 50 درصدی نرخ تبدیل برای جذب مشتری بدون تجاوز از 20 درصد از بودجه فعلی بازاریابی رسانه. های اجتماعی دست یابید.